رابطه بین زبان و هنر – هنر بصورت زبان

[ad_1]

هنر این است که ساختار مانند یک زبان است. آن است که به طور همزمان آگاهانه و عمدی فعالیت ذهنی و بیشتر غیر منطقی ناخودآگاه شکل بیان است. هنر می تواند شامل یک حس ناگهانی نشاط و آزادی و همچنین شامل یک جرم فکری و واکنش های احساسی. هنر قدرت به بیرون کشیدن احساسات و قدرت شوک, اشتباه, دفع و روشنگری. زبان بسیار ویژگی های مشابه است. زبان یک ابزار ما برای برقراری ارتباط با یکدیگر و به بیان احساسات و افکار. از طریق زبان هنر ما همچنین می توانید ارتباط برقرار کنید و بیرون کشیدن پاسخ در بیننده.

آیا هنری به معنی دروغ فراتر از sayable و بنابراین نمی توان دستگیر شده در زبان یا فرم در هنر به عنوان یک تابع تعیین اگر آن رسا و یا محتوای عاطفی است که فراتر از زبان است ؟

ماهیت و هویت اثر هنری مورد بررسی قرار گرفت. اگر یک شی ایجاد شده است در تخیل; آن استراحت در یک نظریه زبانی بیان? هنگامی که ما با استفاده از زبان و توابع آن را به برقراری ارتباط شناختی معنی و هنر توابع برای برقراری ارتباط احساسی معنی.

در مورد ناشنوا هنرمندان تجسمی است که هنر خود را ساختار مانند یک زبان است ؟ زبان نه تنها کلامی آن نیز می تواند نشانه ای زبان و نمادها. برای یک فرد ناشنوا نمادها و زبان به معنی و روانی فرم که از آن او متکی به ایجاد هنر خود را.

ایده به تنهایی می تواند آثار هنری; آنها در یک روانی زنجیره ای از توسعه است که ممکن است پیدا کردن برخی از فرم. ایده های مبتنی بر زبان است و زبان و نمادهای ما می تواند ایجاد هنر. هنر مفهومی است که بر اساس ایده های آن ساخته شده است به درگیر کردن ذهن بیننده به جای چشم خود را و یا احساسات.

بیشتر شما را به مطالعه این موضوع بیشتر به شما متوجه است که شما نمی توانید جدا کردن هنر از زبان. هنر زبان است و زبان هنر است.

[ad_2]