انگشتی در مومباسا

[ad_1]

نابهنگام عبور از پاکستان شده بود و نه خشن به عنوان ساییدگی در من در حال اجرا rigging نشان داد. اشتباه از من می دانستند اما داشتن معامله برای همه از محصولات است که می تواند دور نشستن با خیال راحت من فقط فکر کردم به ترک نوجوان دزد و انتخاب جیب کراچی در من بیدار. در حال حاضر دریاها در نهایت حل و فصل شد و کمتر خشونت آمیز. Full sail در دختر و او ساخت 8 گره. دلفین و دریا شد من تنها شرکت. در حال حاضر من می خواهم خواب با یک چشم باز برای چند دقیقه به هیچ چیز blipped بر روی صفحه رادار. افکار قابل توجه موارد پزشکی سرزمین های خارجی و seamanship بودند در هم تنیده در رویاهای من.

زمانی که 87.3 نانومتر خاموش شرقی سواحل آفریقا من دریافت یک شنبه تلفن تماس بگیرید. آشنایی قدیمی به من گفت بسیار مضطرب تن صدا که او تا به حال سعی کردم به تماس چند بار و در حال حاضر او به صحبت کردن با من در مورد گیج کننده مشکل پزشکی. Sat تلفن مرده… هیچ میله… من رفت به بالا رفتن از دکل با امید گرفتن یک سیگنال. 5 پا متورم و ثابت نورد حول من مثل یک عروسک کهنه. من را فراموش کرده من بند ایمنی در عجله. گرفتن بالاتر هرگز بهبود سیگنال قبل از من در نهایت متوجه شدم که چرا باید آن را در حال حاضر ؟ قطع مستقیم تلویزیون ماهواره بر بالای دکل را بهبود بخشد پذیرش من فقط به اندازه. برگشتم پایین و طوفان به منعکس دوست من معضل است.

این همه بسیار از شخصیت به حداقل می گویند برای مردی که تا به حال یک بار مرا کمک در درمان برخی از عجیب و غریب ترین aliments و بیماری در آفریقا. شاید آن درگیر او و یا یکی از اعضای خانواده باعث او را به چشم انداز شل. نه… او همیشه هدف و بسیار حرفه ای, پنهان کردن اشک است که او به طور مداوم می خواستم به ریختن. من بهت زده. سرانجام در 13:27 من تماسی با او برای راه اندازی یک جلسه!

در حالی که در انتظار من دوست می رسند از Magongo من نشسته در سایه تاریک باز کردن نوار در شهر مومباسا. نشسته خورشید بود به عنوان داخلی گرد و غبار و ذرات شکسته و بزرگ قرمز-نارنجی تن بیش از Kilindini بندر. کثیف طرفداران سقف چرخش به آرامی گردش گرد و غبار است که می تواند دیده می شود از طریق اشعه های نور است. شما می توانید خودتان احساس می کنید تنفس در خاک و شن و ماسه. همه آرام بود به جز گاه به گاه, بطری, صدای جرنگ جرنگ, این غلغله از طرفداران صدای چوب ضربه زدن به کف و موسیقی است. در یک شمع روشن گوشه یک پیرمرد در فرسوده و پاره sarong رقصید به لو بن موسیقی با یک پا خانم هنوز هم قادر به چرخش و curtsy در واحد چوب زیر بغل و میخکوب کردن محکم کردن.

من عصبی همکار وارد یک توک توک پس از مصرف matatu اتوبوس به بندر دور-در مورد. او بسیار نا امید. ما رد و بدل تشریفات و من همراهی او را به barstool بعدی به معدن. من خواست او را به من بگویید در مورد منبع اضطراب خود. او bug-eyed هنگامی که نشسته کنار من و از آن زمان چند موجو را برای آرام کردن او را.

ظاهرا در همان گروه نرم افزاری سپاهان بود که من در حال حاضر نشستن و لباس پوشیدن و مرد در آمد و شروع به صحبت کردن به او در مورد شکار غیر قانونی محلی مشکلات که بسیاری از. مکالمه رفت و برای چند ساعت. این مرد ادامه داد: به استادانه درست شده در مورد موضوعات مختلف ملی و بین المللی و نگرانی است. در حالی که با داشتن یکی دیگر از آبجو و تغییر افراد به های اخیر و عاج و چوب و آهن سهمیه خود را انگشت کوچک سقوط کردن بدون آقا توجه. دوست من شروع به پریدن کرد تا در این مرحله در مکالمه ما و با اشاره به نوار گفت: “بله. سمت راست وجود دارد که در آن شما نشسته و انگشت خود را فقط سقوط کردن!” نشسته دوباره دوست من گفت: مرد راه می رفت بی حال ترک یکی از انگشتان خود را در پشت در طبقه های چوبی. دوست من شروع به تماس خود را با توجه به این واقعیت است که او تا به حال نه تنها چپ انگشت خود را بر روی نوار بود اما در حال حاضر راه می رفت خاموش و چپ پا خود را نیز! او اما خیلی بیش از حد گنگ تاسیس در این نقطه به نظر.

عزیز من سر در گم از دوستان از من پرسید چه به نظر من از این رویداد غم انگیز بود. برای آرام کردن ترس خود من پیشنهاد کرد که او (دوست من) ممکن است تا به حال حاد روانی قسمت نیاز فوری نورولپتیک دارو, سلول در نزدیکی بخش و فشرده روانپزشکی مشاوره. که کمک نمی کند ،

و… من گفتم: “آیا او هر نوع راش?” “به عنوان یک ماده در واقع بله او را کم رنگ و بی رنگ تکه و برجستگی های در دست و همچنین متوجه شدم آن را در پایین پای خود را زمانی که او عبور کرد.” “او همچنین تا به حال مشکل در دیدن و نگهداری sniffling.” گیج کننده من فکر می کردم. من نپرسید “او قطعا نمی خواهد که به ذکر این واقعیت است که او ناتوان در حین شکار غیر قانونی مکالمات او”? “خوب… او اما تنها در مقایسه با نابارور کرگدن سفید.” “آیا او حفظ انداختن شیشه ای خود را?” “بله, چگونه آیا می دانید که؟”

“از آنچه شما به من بگویید و با توجه به اینکه او یک مرد آفریقایی با از دست دادن بینایی و همچنین دیجیتال از دست دادن ناتوانی جنسی و بی رنگ راش او obliviously مبتلا به باکتری مايکوباکتريوم leprae عفونت است.” به من گفت. دوست من بمب بیانیه در حالی بود اما در نهایت رها با من متفکر تشخيص جذام و با این اطمینان که او در هیچ خطر عفونت و یا از همه مهمتر ناتوانی جنسی.

ما پس از نقل مکان به یک زن و شوهر از حصیر صندلی در یک مشعل روشن گوشه میز و شروع کرد به نوشیدن چای و صحبت کردن در زبان سواحیلی با مردم محلی. من باید اعتراف که او ممکن است به اعتقاد من کاملا به خاطر او نگه داشته شمارش خود را در انگشتان دست و پا بقیه شب.

جذام و یا هانسون بیماری

اولین شناخته شده است نوشتن در مورد این عفونت باکتریایی در مصر در حدود 1500 سال قبل از میلاد. آن را نیز ذکر شده است چند بار در کتاب مقدس است. در طول تاریخ آن است انجام برخی انگ با آن است. اغلب رنج می برد جدا شد به عنوان بيماران مبتلا به سل یک بار بود و این هنوز هم رخ می دهد در برخی از کشورها. در فرهنگ های دیگر آنها را به پوشیدن برخی از لباس های رنگی و حلقه, زنگ, به عنوان آنها پایین آمد خیابان به طوری که مردم می تواند به جلوگیری از آنها را. انواع علل بیماری و بدبختی بودند فرض. جادوگری, خانواده نفرین مجازات برای اعمال گذشته و غیره… بودند اما چند. متاسفانه اکثر قربانیان این رنج رنج می برد فوق العاده ای روانی و عاطفی آسیب به خود فسخ توسط جامعه است.

جذام یک عفونت است که در درجه اول حمله به سیستم عصبی محیطی یعنی نه مغز یا نخاع است. آن می تواند باعث بی حسی دست و پا و همچنین ضعف اغلب در نتیجه یک لنگی مچ دست یا پا. با تکرار ضربه را به این مناطق انگشتان دست و انگشتان پا می تواند در واقع سقوط نادانسته به آن مبتلا. به طور معمول وجود دارد یا کوچک یا تخت و تغییر رنگ خارش در مناطق آسیب دیده سرفه مزمن و با توجه به غشای مخاطی دخالت و گاهی اوقات از دست دادن بینایی.

معمول سن شروع 20-30 y.o. و آن است که بیشتر در آفریقا و هند و نپال و آمریکای لاتین است. موارد بی سابقه در ایالات متحده, اما این معمولا مهاجران اخیر.

از آنچه ما می دانیم در حال حاضر شما می توانید این عفونت توسط گاه به گاه تماس یا لمس کردن ضایعات. آن است که معمولا به دلیل تماس نزدیک با آلوده به ترشحات تنفسی یا مخاط بیش از یک دوره از ماه و حتی سال. منابع دیگر و یا حمل و فکر آلوده خاک armadillos و احتمالا پشه و ساس. از زمان عفونت به زمان شروع علائم معمولا 1-7 سال.

تشخیص بر اساس علائم در حال حاضر نوع ضایعات مناطق درگیری و میکروسکوپی بررسی ضایعات. این باکتری ها را نمی توان توسط آزمایش خون تشخیص داده و یا فرهنگ.

درمان شامل در درجه اول استفاده از دو درمان با ترکیبی از داپسون و ريفامپين بیش از مدت زمان طولانی اگر نیست یک عمر است. دیگر دارویی درمانی در دسترس است.

اگر شما در حال قایقرانی به مومباسا به زودی برای دیدن بزرگترین خورشید است که شما تا کنون دیده اند… لطفا توجه داشته باشید از تعداد ارقام شما باید از قبل و afterhand.

[ad_2]